اطلاعات، ارتباطات و مخابرات
امروزه اهميت فناوري اطلاعات (IT) به منظور افزايش سرعت و دقت فعاليتهاي مختلف اجتماعي و اقتصادي و در نتيجه بالا بردن بهره وري آنها به روشني مشخص شده است؛ خصوصاً سازمانهايي كه بخشهاي مختلف آن در مناطق جغرافيايي پراكنده و دور از يكديگر قرار گرفتهاند. و يا موسساتي كه موظف به انجام كارهاي متنوع و متعدد هستند، بسياري از مشكلات خود را از طريق اين فناوري رفع ميكنند. آنچه كه مسلم است فناوري اطلاعات به منزلة يك سلاح و ابزار جديد براي فعاليت در جهان معاصر محسوب ميشود كه عدم استفاده از آن انزواي كشور و در نهايت حذف شدن از جامعة جهاني را به دنبال خواهد داشت. تجارب گوناگون سازمانهاي مختلف در سطح دنيا نشان ميدهد كه فناوري اطلاعات به راحتي بسياري از مشكلات سيستمهاي اطلاعات محور را رفع ميكند. فناوري اطلاعات قابليت هاي زيادي در رفع مشكلات سازمانها دارد
ابعاد توسعة فناوري اطلاعات
در مورد توسعه فناوري اطلاعات دو نگرش عمده در استراتژي كشورها وجود دارد: "توسعه صنعت فناوري اطلاعات" و "توسعه كاربري فناوري اطلاعات". براساس گزارش سال 2001 برنامة توسعة سازمان ملل متحد،(UNDP) استراتژي ملّي كشورهاي در حال توسعه در زمينة توسعه فناوري اطلاعات با يكي از دو ديدگاه "توسعه صنعت و خدمات فناوري اطلاعات" و يا "توسعه فناوري اطلاعات به عنوان فعال كننده بخشهاي ديگر (كاربري)" فعاليت مي كنند. اگرچه كشور ما تاكنون استراتژي مشخص نداشته كه مي خواهد در چه مسيري وارد شده و سرمايه گذاري نمايد ولي در هر كدام از اين ابعاد و رويكردها تلاشهايي را انجام يافته است. براي نمونه در بخش صادرات به بازارهاي فناوري اطلاعات، ميتوان به فعاليتهاي شوراي عالي انفورماتيك در كمك به تأسيس كنسرسيوم صادرات نرم افزار (ثناراي)، پروژة SWP و ايجاد بسترهاي همكاري نرم افزاري ايران و اتريش با حمايت دفتر همكاريهاي فناوري رياست جمهوري و همچنين فعاليتهاي شركت شهركهاي علمي-صنعتي در ايجاد برج صادرات نرم افزار اشاره كرد. در گروه دوم نيز فعاليتهايي انجام شده كه در اين ميان مي توان به شعار طرح تكفا كه تقويت موقعيت در اقتصاد جهاني است تلاشهايي كه براي ايجاد اشتغال به كمك فناوري اطلاعات و اصلاح سيستم اداري و اطلاع رساني انجام شده است و همچنين فعاليتهاي توسعه فناوري اطلاعات در قوة قضائيه اشاره نمود.
·
فناوري اطلاعات در ساير كشورها
نگرش به فناوري اطلاعات به عنوان ابزار رشد و توسعه دولت ها، جاي خود را به فناوري اطلاعات به عنوان محور توسعه داده است. هرچند تصور حيات يك كشور به عنوان عضو فعال جامعه جهاني بدون توجه به موضوع فناوري اطلاعات به عنوان بستر و محور اصلي توسعه، هم اكنون نيز مشكل است اما در كمتر از هفت سال آينده غير ممكن است. درك نقش بنيادين اين مهم و سازماندهي مناسب براي نهادينه كردن آن تضميني مناسب براي حضور فعال و مقتدر در جامعه جهاني است. از اين رو بسياري از كشورها بازنگري عميقي را در ساختار و فرايند برنامههاي توسعه خود آغاز كرده اند به عنوان نمونه:
1) دولت آمريكا مهمترين سرفصل توسعه خود را به موضوع فناوري اطلاعات اختصاص داده و در اين راستا، گسترش بزرگراه هاي اطلاعاتي- ارتباطاتي مهمترين ركن تحقق اين موضوع ميباشد.
2) دولت انگلستان طي برنامه اي به دنبال آن است كه تا سال 2004 ميلادي كليه خدمات عمومي و دولتي از طريق اينترنت انجام شود.
3) اتحاديه اروپا فعاليت هاي گستردهاي را براي "بستر سازي فرهنگي"، "استفاده از راهكارهاي اقتصاد ديجيتالي" و گسترش مفهوم "دولت الكترونيكي" آغاز كرده است.
4)دولت آلمان با شعار "اينترنت براي همه" تغييرات وسيعي را هم از بعد زيرساخت هاي مخابراتي و هم از بعد فرهنگ سازي عمومي آغاز كرده است و يكي از اهداف اين كشور اتصال همه مدارس به اينترنت تا پايان سال 2002 ميلادي است.
5) دولت سنگاپور با طرح عظيم "برنامه خدمات كامپيوتري شهري" و با هزينه ساليانه دو ميليارد دلار سعي دارد تا سال 2004 ميلادي دولت الكترونيكي را به طور كامل در اين كشور محقق گرداند. هدف اصلي دولتمردان اين كشور تبديل سنگاپور به "جزيره هوشمند" است.
6) كشورهاي عضو جامعه افريقا در صددند كه تا سال 2010 ميلادي، جامعه اطلاعاتي مشتركي را بين خود بوجود آورند تا همه شهروندان بتوانند به سادهترين روش به اطلاعات مورد نياز دست يابند.
7) كشورهاي حوزه خليج فارس برنامه هاي بلندمدتي را براي دستيابي به فناوري اطلاعات با سرمايه گذاري عظيم آغاز كرده اند كه نمونهاي از آن پروژة "شهر الكترونيكي دوبي" است.
بدين ترتيب ملاحظه ميشود موضوع فناوري اطلاعات و حركت به سمت تحقق آن ضرورتي اجتناب ناپذير است و اصليترين راهبرد توسعه كشورها خواهد بود. كشور ما ايران در حالي سال هاي آغازين هزاره سوم را پذيرا ميشود كه به لحاظ توسعه اطلاعاتي فاصله زيادي با كشورهاي توسعه يافته داشته و حتي در قياس با برخي كشورهاي در حال توسعه نيز حائز رتبه پايين تري ميباشد.
چالش هاي اصلي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات
الف ) چالش هاي فرهنگي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات (مديران و توده مردم)
الف -1) عدم آشنايي عميق مديران كشور با فناوري هاي جديد و بي توجهي به پي آمدهاي آن
مثلا اگر در چند سال آينده نتوانيم فناوري اطلاعات را بومي كنيم جزء كشورهاي عقب مانده خواهيم بود. اگر ذهنيت مديريت ارشد كشور نسبت به آن روشن وتوجيه نباشد خيلي از امور بر رويكردي گذرا مبتني خواهد بود.
الف – 2 ) فرهنگ سازي فراگير در جامعه و آموزش آحاد مردم
اگر مردم از تحولات جهاني بي خبر باشند وآموزشهاي لازم را نبينند، تكنولوژي اطلاعات هيچگاه در كشور پا نخواهد گرفت. مثلا كشور هند در روستاهاي خود هم فرهنگسازي ميكند و آموزش ميدهد. كه در اين راستا بخشهاي ديگري همچون سازوكارهاي حزبي هميار دولت هستند.
الف – 3) چاره انديشي و برنامه ريزي جهت تعديل بار فرهنگي ناشي از توسعه فناوري اطلاعات.
ب ) چالش نيروي انساني آموزش، پژوهش و اشتغال
ب – 1) كمبود نيروي انساني متخصص در ز مينه فناوري اطلاعات
ب -2) همكاري هاي بين دانشگاهي و مراكز تحقيقاتي ضعيف است
ب -4) از نيروي انساني محدودي كه داريم بهينه استفاده نمي شود
ب – 5) نبود فرصتهاي شغلي مناسب و مهاجرت نخبگان و فارغالتحصيلان
ب – 6) در آموزش به مباحث مديريت تكنولوژي توجه نمي شود
در تربيت متخصص, صرفاً بعد علمي را در نظر ميگيريم و به مديريت تكنولوژي و اقتصاد تكنولوژي اهميت نميدهيم. متخصصي كه مديريت نداند، از خود اراده اي نخواهد داشت و به جاي آنكه در كشور كارآفريني كند، تبديل به كارمند ديگران مي شود و به خارج كشور پناه ميبرد
ب-7) با عدم وجود برنامه و مديريت كارا، افزايش سرمايه گذاري تنها اتلاف منابع و بدبيني مردم به توسعه فناوري اطلاعات را در پي خواهد داشت.
ب-8) ارتقاي آموزش عمومي از چالش هاي مهم كشور در زمينه فناوري اطلاعات مي باشد
ب-9) از تنگناهاي عمده ديگر در توسعه نيروي انساني IT به موارد زير اشاره مي شود:
1-كاربران سواد ندارند 2- لايه بزرگي به نام تكنسين در كشور وجود ندارد و لذا نيروي متخصص موجود بايستي كار تكنسين را انجام دهد 3- دانشگاهها نيروي انساني مورد نياز شركتها را تربيت نمي كنند 4- در لايه بالاتر از مهندسي در كشور ما شغل وجود ندارد و يا بسيار ناچيز است 5- شكاف بين دانسته هاي اساتيد و آنچه بايستي دانشجويان در سالهاي بعد به كار گيرند (سرعت تحولات).
ج ) چالشهاي زير ساختي (مخابراتي، تجاري،حقوقي، امنيتي و غيره)
ج-2) لزوم ايجاد نظام يكپارچه ملي براي توسعه IT
ج-3) توزيع يكنواخت زير ساختها فناوري اطلاعات در كشور
ج-4) نياز به بخش خصوصي توانمند و ارتباط آزاد با خارج داريم
در اين زمينه، تحريم آمريكا يكي از مسائل مهمي است كه بايد براي حل آن تلاش شود
ج- 5) بدنه دولت بايد براي ايجاد تسهيل در توسعه فناوري اطلاعات اصلاح شود.
ج -6) سياست ملي منسجم،پيشران اصلي موفقيت طرح تكفا است.
در شرايط فعلي، مهمترين مانع بر سر راه تحقق اهداف طرح تكفا، فقدان سياست منسجم در سطح كشور است كه نشان دهد هر وزارتخانه يا سازمان دولتي در چه بخشهايي بايد به توسعه فناوري اطلاعات هماهنگ با سازمانهاي ديگر اقدام كنند. چنانكه در سال 2002 بيش از 60 درصد سرمايه گذاريهاي جذب شده مستقيم يا غير مستقيم وابسته به فناوري اطلاعات بوده است.
د) بازار، تقاضا و سرمايه گذاري
د-1 ) منابع مالي و سرمايه گذاري محدود در توسعه IT كشور
يكي از چالش هاي پيش روي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات منابع مالي است. در زمينه منابع مالي كشور ما با محدوديت روبروست. سرمايه گذاري خارجي چنداني نيز در زمينه IT در كشور وجود ندارد كه بايد به جذب سرمايه گذاري خارجي فكر و موانع موجود برداشته شود.
د-2) ايجاد بازار و تقاضا پيش زمينه توسعه IT
يكي از مهمترين عوامل در توسعه هر فناوري، بازار است كه در كشور ما "بازار دولت" و خريدهاي دولت نقش اساسي دارد. يكي از مهمترين نقشهاي دولت در كشور ما استفاده صحيح از همين بازار است. همچنين رشد بازار IT تقاضا براي نيروي انساني را افزايش مي يابد.
د-3) نقش دولت در توسعه بخش تقاضا و ايجاد زمينه هاي همكاري شفاف نيست.
دولت در برنامه چهارم توسعه كشور در بخش تكنولوژي يكي از دو نقش عمده زير را مي تواند داشته باشد:
1- دولت با تزريق پول به مراكز تحقيقاتي و بخش هاي عرضه تكنولوژي آنها را سرپا نگه دارد.
2- دولت كمك كند كه بخش تقاضاي تكنولوژي توسعه يابد.
چشم انداز توسعه فناوري اطلاعات
با ظهور فناوري اطلاعات به عنوان يكي از شاخص هاي رشد، اكثر كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه چشم انداز توسعه خود را تعيين كرده اند. چشم انداز توسعه ترسيم وضعيتي است كه با اجراي برنامه هاي توسعه به آن خواهيم رسيد. همچنين چشم انداز بايد به گونهاي ترسيم گردد كه امكان ارزيابي فاصله جامعه با آن وجود داشته باشد.
در اين راستا نكات زير قابل توجه مي باشد
· در حال حاضر در كشور چشمانداز، ماموريت و استراتژي مشخصي براي توسعه فناوري اطلاعات وجود ندارد. ما در ايران تنها در حال اجراي طرح هستيم.
· طرح هايي كه چشمانداز آنها معلوم و شفاف نباشد به نتيجه نخواهد رسيد. چشمانداز بايد شكل ساده و همه فهم داشته باشد تا در سازمان همه افراد بدانندكه چشمانداز توسعه چيست؟و بتوانند هم جهت كار كنند تا حركتشان به سمتي موفقيتآميز باشد.
· طرح تكفا در درون خود چشماندازي با عنوان " اقتصاد دانايي محور" دارد. و اين چشمانداز روشن و رسا نيست و مردم به سادگي نمي توانند بفهمند چشمانداز اين طرح چيست؟
· انتظار اين است كه به يك جامعه أي دست پيدا كنيم كه در آن مشكلات و معضلات زير از دوش كشور برداشته شده باشد.
مشكل اشتغال- معضل مفاسد اقتصادي (حل از طريق شفاف سازي امور )- مشكل بي نظمي در مشكلات ساختاري و كندي دستگاههاي دولتي – مشكلات فكري و فرهنگي – نبود آموزش عالي براي همه – نبود عدالت اجتماعي اطلاعات محور – بي اطلاعي افراد از حقوق خود - ضعف در همراهي اقتصاد جهاني و يا اقتصاد جديد
· برخي بر اين باورند كه اگر "اقتصاد دانايي محور" را به عنوان آرمان انتخاب كنيم. حل بسياري از مشكلاتي كه ذكر شد را نمي توانيم انتظار داشته باشيم، و آرمان "جامعة دانايي محور" را پيشنهاد مي كنند. در جامعة دانايي محور علاوه بر منافع "اقتصاد دانايي محور"، روابط و نظامهاي اجتماعي دگرگون شده و بسياري از مشكلات كنوني كشورمان نيز حل خواهند شد.
· نمونههايي از چشم اندازهاي كشورهاي مختلف در فناوري اطلاعات به صورت زير است:
فنلاند و ايتاليا جامعة اطلاعات محور
هند IT براي همه تا 2008
مالزي اقتصاد دانايي محور
سنگاپور جزيرة هوشمند
پيشنهادات و توصيه ها
1) فناوري اطلاعات بايد مورد توجه رهبران كشور قرار گيرداگر بخواهيم ITرا در اولويت بندي توسعه كشور قرار دهيم، شايد اولويت اول يا دوم باشد. بايد متناسب با درجه اهميتش مورد توجه مديريت ارشد كشور از جمله رهبري و رئيس جمهور قرار گيرد.
2) دولت بايد از بودجه اندك خود به عنوان محرك استفاده كند
دولت به عنوان يك محرك در برنامه هاي اقتصادي است كه مي تواند با ايجاد 8 يا 10 درصد گردش در اقتصاد در بخش هاي ديگر تاثير بگذارد. بحث اساسي اين است كه دولت كجا بايد محرك باشد؟
3) شراكت با ديگر كشورها
4) فناوري اطلاعات براي توسعه منابع انساني، گسترش آموزش و اطلاعرساني ملي
در كشور ما ITبه عنوان محور توسعه ملي استعداد لازم را ندارد. شايد بهترين كاري كه ميتوانيم بكنيم اينست كه از IT در جهت توسعه منابع انساني خودمان و گسترش آموزش و اطلاع رساني در سطح ملي استفاده كنيم. به اين اميد كه اين ارتقاء دانايي و آموزش بتواند به عنوان يك سرمايه گذاري دراز مدت محورهاي توسعه را نهادينه كند.
5) توسعه نظام ملي نوآوري
در نظام ملي نوآوري از 18 زيرساخت مي توان نام برد: مراكز مطالعات تكنولوژي، انكوباتورها، مراكز مونيتورينگ تكنولوژي، مراكز ارزيابي تكنولوژي، مالكيت معنوي، استاندارد و گواهي كيفي و امثالهم. كه به عنوان مثال مي توان به نقش انكوباتورها (مراكز رشد) اشاره كرد كه اين مراكز با ايجاد شركتهاي كوچك كه متقاضي تكنولوژي هستند، در توسعه فناوري اطلاعات نقش مهمي ايفا مي كنند
6) ايجاد عرضه و تقاضا بين دولت و دانشگاه
در توسعه فناوري اطلاعات دولت نقش مهمي مي تواند ايفا كند. ولي در حال حاضر اين چنين نيست. يك مثال در اين مورد گوياي واقعيت است: مدتي قبل در دانشگاه اميركبير براي اولين بار در كشور سوپركامپيوتر ساخته شد. ولي از طرف دولت هيچ مراجعهاي در رابطه با آن نشد. تا اين عرضه و تقاضا نباشد محقق حاضر نخواهد بود به كاري بپردازد كه در جامعه خريدار ندارد.
7) تشكيل نهادهاي دولتي و كنسرسيوم هايي كه نقش هماهنگ كننده و راهبردي در بين دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي داشته باشد
8) ايجاد صندوق هاي سرمايه گذاري ريسك پذير جهت جذب سرمايه گذاري خارجي
9) استفاده از مشاور خارجي
10) تدوين سياست منسجم ملي IT كه وظيفه هر بخش و سازمان مشخص باشد
