امام اميرالمومنين (ع): همه آيندهها نزديك است.
غررالحكم، ۶۰/۲۴
اشاره:
انقلاب جهاني تكنولوژي با تغييرات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فردي در سراسر جهان همراه است. همچون انقلابهاي كشاورزي و صنعتي در گذشته، اين انقلاب تكنولوژي نيز از پتانسيل دگرگون سازي كيفيت زندگي و طول عمر، متحول سازي كار و صنعت، تغيير و تبديل ثروت، جابجايي قدرت درسطح ملتها و دردرون ملتها، و افزايش تنش و تعارض برخورداراست. پيامدهاي انقلاب ياد شده بر سلامتي بشر شايد شگفت آورترين آنها باشد. چرا كه خط شكني هاي علمي كيفيت و طول زندگي انسان را به مراتب بهتر خواهد كرد. بيوتكنولوژي نيز ما را قادر خواهد ساخت ارگانيزم هاي زنده از جمله خودمان را شناسايي نموده، چگونگي فعاليتشان را درك كنيم. آنها را دستكاري كرده، بهبود بخشيده و تحت كنترل در آوريم. تكنولوژي اطلاعات امروزه به ويژه در كشورهاي توسعه يافته تحولات انقلابي براي زندگي ما به ارمغان آورده و خود عامل توان آفرين عمده اي براي ساير روندها به شمار مي رود. تكنولوژي مواد، توليد محصولات، قطعات و سيستم هاي ارزان تر، هوشمند تر، چند منظوره، سازگار با محيط زيست، ماندگارتر، و سفارشي تر را ميسر خواهد ساخت. علاوه بر اين مواد هوشمند، ساخت و توليد چالاك و نانو تكنولوژي شيوه توليد وسايل را متحول ساخته و توانمندي هاي آنها را بهبود مي بخشد. انقلاب تكنولوژي از حيث اثرات جهاني اش يكسان عمل نخواهد كرد و بسته به ميزان استقبال از آن، سرمايه گذاري و مسائل متعددي همچون بيو اخلاق، حريم خصوصي، نابرابري اقتصادي، تهاجم فرهنگي، و واكنش هاي اجتماعي نقش هاي متفاوتي ايفا خواهد نمود. اما راه بازگشتي وجود ندارد، چون برخي جوامع فرصت را غنيمت شمرده از انقلاب ياد شده سود برده و پديده جهاني شدن محيط زندگي همه جوامع را دستخوش تغيير خواهد كرد. آنچه در زير مي خوانيد پيشگفتار نسخه فارسي كتاب انقلاب جهاني تكنولوژي است.
علاقه مندان به تهيه نسخه فارسي كتاب مي توانند به آدرس زير مراجعه كنند:
http://www.fara.ir/index.php?target=bekhan&function=viewBook(1100373)
علاقه مندان به مطالعه نسخه انگليسي كتاب مي توانند به آدرس زير مراجعه كنند:
http://www.rand.org/publications/MR/MR1307/
مردم معتقدند كه سفرهاي "مكاني" غمها را دور ميكند و خستگيها را ميكاهد، اما سفرهاي "زماني" چطور؟ وقتي همراه با انبوه تاريخنگاران پا به دنياي گذشته ميگذاريم با وقايعي روبرو ميشويم كه گاهي ما را شاد ميكنند و گاهي غمگين؛ اما هرگز نميتوانيم آنها را تغييرداده يا جرح و تعديل كنيم. بهعكس، زماني كه با معدود آيندهپژوهان به دنياي آينده سفر ميكنيم درست مثل اين است كه از خوابي سنگين اما پر از رويا بيدار ميشويم؛ روياهايي اميدبخش و نيروزا و روياهايي نگرانكننده و دلهرهزا. اگر بتوانيم به اين روياها اعتماد كنيم تصويرهايي از آينده در ذهن ما شكل ميگيرد كه به تصميمها و اقدامات امروز ما جهت ميدهد و به آنها معناي ويژهاي ميبخشد.
كتاب انقلاب جهاني تكنولوژي به اندازه يك سفر كوتاه شما را به آينده ميبرد و با چشماندازي از جهان در حدود سال ۱۴۰۰ ه.ش آشنا ميكند. در اين آيندهگردي بايد عينك تكنولوژي به چشم بزنيد و دنياي ۱۴۰۰ را از پشت اين عينك ببينيد. آماده باشيد كه وارد دنياي آينهاي ميشويد!
آليس، قهرمان قصه كودكانه "آليس در سرزمين عجايب"، دختري شاد بود كه روزها با گربههاي كوچكش بازي ميكرد و هيچ دغدغهاي نداشت. يك روز به سرش زد كه از تاقچه اتاق بالا برود و خود را در آينهاي كه آنجا بود ببيند، اما چيزهايي كه در آن سوي آينه ميديد با آنچه در اين سو مشاهده ميكرد به كلي متفاوت بود. كنجكاوي كودكانهاش او را برانگيخت تا وارد دنياي آينهاي شود. دنيايي كه زنبورهايش به اندازه فيل بودند و كسي كه ميخواست جلو برود بايد رو به عقب حركت ميكرد. دنياي آينهاي به معناي واقعي كلمه "باژگونه" بود و دخترك بايد ماجراهاي بسياري را پشت سر ميگذاشت تا با اين دنيا خو بگيرد و بر اضطراب كودكانهاش غلبه كند.
انقلاب جهاني تكنولوژي، كه تا سال ۲۰۱۵ م از راه خواهد رسيد و گوشههايي از آن در اين كتاب ترسيم شده است، ما را به يك دنياي آينهاي ميبرد كه بسياري از جنبههاي آن براي ما بيگانه است و ما را مضطرب ميكند. با مطالعه اين كتاب فرصت داريم پيشاپيش براي مدتي در اين دنيا بگرديم، آن را لمس كنيم، با آن خو بگيريم و وقتي به دنياي واقعي باز ميگرديم از خود بپرسيم كه اگر قرار است به سمت چنين آينده (يا آيندههايي) برويم ، تكليف امروز ما چيست؟ شناختي كه از اين طريق بهدست ميآيد به قول وندل بل "تنها معرفت قابل اتكا و سودمند است(۱) كه براساس آن ميتوانيم با آمادگي بيشتري به استقبال آينده برويم.
كتاب حاضر از منظر تكنولوژي به آينده نگاه ميكند. نويسندگان آن معتقدند كه انقلاب جهاني تكنولوژي از پيشرفتهاي تعيينكننده نانوتكنولوژي، بيوتكنولوژي، تكنولوژي مواد و همافزايي آنها با تكنولوژي اطلاعات ناشي ميشود. همچنين خاطرنشان ميكنند كه دو دهه آينده در استيلاي بيوتكنولوژي خواهد بود. نويسندگان ميكوشند تا خطوط كلي و اصلي پيشرفتها ـ و به تعبيري "روندها"ي حاكم بر اين تكنولوژيها ـ و تعاملات آنها با يكديگر را كشف كرده و تأثيرات و عواقب احتمالي اين روندها را در برابر نگاه خوانندگان (بهويژه سياستگذاران ارشد) قرار دهند. اگر آينده بهگونهاي باشد كه در اين گزارش ترسيم شده است، بشريت بايد منتظر رويدادهاي بسيار غافلگيركنندهاي باشد.
درباره مجري اين مطالعه
اين مطالعه به اهتمام مركز سياست تكنولوژي وابسته به موسسه رند (http://www.rand.org) انجام شده است. خود اين موسسه يكي از زير مجموعههاي پژوهشگاه ملي تحقيقات دفاعي آمريكا است كه بودجههاي آن را دولت فدرال تأمين ميكند و از سوي وزارت دفاع، ستاد مشترك نيروهاي مسلح و سازمانهاي دفاعي آمريكا پشتيباني ميشود. آنطور كه وندل بل مينويسد، موسسه رند را ژنرال اچ.اچ آرنولد ـ معروف به پدر نيروي هوايي آمريكا ـ در سال ۱۹۴۵ م تاسيس كرده است(۲). هدف وي اين بود كه يك زيرساخت تفكري قوي براي نيروي هوايي كشورش بهوجود آورد كه وظيفه اصلياش توسعه "تفكر منظرساز" بهويژه از ديدگاه تكنولوژي باشد. بل از قول شخصي بهنام ديكسون نقل ميكند كه اين موسسه در ميان تمام موسسات، مراكز و سازمانهايي كه كار فكري ميكردند و بعدها بهعنوان "انديشكده" شناخته شدند به يكي از موثرترين و با نفوذترين آنها تبديل شد.
بيشتر دستاوردهاي اين موسسه مثل انتخاب سياستها، استراتژيها، توصيهها، هشدارها، طرحهاي بلندمدت، پيشبينيها و ايدههاي جديد، بهنحوي از انحا متضمن تفكر آيندهنگرانه بود. در حدود سال ۱۹۷۰ ، موسسه رند پروژههاي غيرنظامي را نيز تا حدي به فعاليتهاي خود اضافه كرد كه در حدود يك سوم فعاليتهاي آنرا شامل ميشد. پژوهشگران رند تكنيكهايي همچون سناريوسازي، شبيهسازي كامپيوتري [روندها ]، تكنيك دلفي، بودجهبندي طرحها، اثربخشي هزينهها و تحليل سيستمها را ابداع كرده و گسترش دادند. اين موسسه كه آيندهپژوهان سرشناسي در آن كار ميكردند به منزله آموزشگاهي براي تربيت آيندهپژوهان بود و علاوه بر آن، بذر چند انديشكده را نيز پاشيد.(۳)
بل اين نكته ظريف را نيز خاطرنشان ميكند كه موسسه رند، بهرغم نقش خلاقانه آن در گسترش آيندهپژوهي، عمدتا" در جهانبيني متعصبانه خود محدود و محصور بوده است. رند مخلوق مشتريان نظامي و اطلاعاتي خويش است و نتوانسته با جهانبيني و پارادايمهاي آنها فاصله بگيرد. در نظر داشته باشيم كه همين آيندهپژوهي به سفارش شوراي ملي اطلاعات آمريكا تهيه شده است.
آيندهپژوهان بيطرف نيستند
ارزيابي بل از عملكرد موسسه رند واقعيت مهمي را آشكار ميكند؛ تصويرهايي كه آيندهپژوهان از آينده ميسازند، اصولا" نميتواند ناب و مستقل از ارزشها و پارادايمهاي آنان باشد. بنابراين در پذيرش اين تصويرها بايد جانب احتياط را نگاه داشت. حتي بايد متوجه اين نكته بود كه بسياري از تصويرهاي آينده، كه در مراكز تفكري غرب ابداع ميشود، ويژه "صادرات" به كشورهاي رو به توسعهاي است كه يا از عهده آيندهپژوهي بر نميآيند و يا اهميت آن را به منزله يك وظيفه خطير ملي درك نكردهاند. اين ناتواني يا غفلت بدين معنا نيست كه آنها خلا تصويرهاي آينده را ـ بهعنوان شالوده استراتژيها و برنامههاي بلندمدت خود ـ احساس نميكنند. بهعكس، آنها اين خلا را به خوبي تشخيص ميدهند اما چون نميتوانند آن را پر كنند، به تصويرهاي وارداتي هجوم ميبرند.
انديشكده هاي استكباري اين نياز حياتي كشورهاي رو به توسعه را ميشناسند و بر پايه منافع غير اخلاقي خود به آن پاسخ ميدهند. دكتر روبرت يونگ، روانپژوه و آيندهپژوه فقيد، با لحني هشداردهنده ميگفت:
اكنون آينده بهوسيله گروه كوچكي از مردم نخبه دنيا "مصادره" شده و مردم جهان [متأسفانه ]به سوي أيندهاي ميروند كه توسط اين نخبگان تعريف ميشود. من معتقدم كه نبايد چشمبسته به سمت اين آينده برويم. (۴)
دانش آيندهپژوهي به افراد، سازمانها و ملتها اجازه ميدهد تا سمت و سوي درست زندگي را بيابند و "حال" را به "آينده"اي پيوند بزنند كه متضمن نيكفرجامي آنها باشد. بدون شك، بسياري از افراد و سازمانهايي كه از مشكل بيكفايتي رنج ميبرند (و غالبا" نميتوانند مسير درست را بيابند) همانهايي هستند كه گنجينه آگاهي خود را از معرفت نسبت به گذشته و حال آكندهاند، اما از معرفت نسبت به آينده غافل شدهاند. وقتي اين رويكرد يا رفتار در سطح ملتها بروز ميكند، عواقب آن ميتواند بسيار دهشتناك باشد. پرفسور اي.ام.لاو، آيندهپژوه انگليسي كه ۷۰ سال پيش نشريه "فردا: مجلهاي براي آينده" را منتشر ميكرد در يكي از سرمقالههاي خود خطاب به رهبران كشورش نوشت:
من روزي را ميبينم كه كشور ما يك "وزارت آينده" داشته باشد. اين وزارتخانه مفيدتر از همه دستگاههايي خواهد بود كه تاكنون مثل قارچ سبز شدهاند. اگر بپرسيد كه كار اين دستگاه چه خواهد بود، ميگويم: جمعآوري و پردازش و مقايسه اطلاعات از سراسر جهان. اين وزارتخانه مثل عنكبوتي است كه در لانه شبكهاي خود مينشيند، همه دانشهاي جهان را شكار ميكند، و دست به تحليل آيندهنگرانه اين دانشها ميزند تا پيشرفتهاي بعدي آنها را كشف كند و به ما بگويد كه علم و تكنولوژي به چه سمت و سوهايي ميروند و چه آيندههايي را در برابر ما قرار ميدهند.(۵)
اچ.جي.ولز كه او نيز در همين مجله قلم ميزد، همواره تأسف ميخورد كه چرا دانشگاهها به انبوهي از دپارتمانهاي تاريخ و لشكري ازتاريخنگاران مجهزند، اما كسي به آينده نميپردازد. با مساعي اين مردان نامدار، امروزه دانش آيندهپژوهي حداقل در ميان كشورهاي توسعهيافته و پارهاي از كشورهاي رو به توسعه، منزلت شايستهاي كسب كرده و در مواردي به يك رشته معتبر دانشگاهي تبديل شده است. (۶ )

